سلام دوستان عزیز آدرس وبلاگ جدیدم :
اگر دوست داشتیم سرکی بکشین...مچکرم
تبلیغات
برای یکی...!!!
تاریخ:مال امروز ولی تازگیافهمیدم 8/8/88
می پرسی کی؟؟؟نپرس..به کیو کجاش کاری نداشته باش
شده تا حالا اینقد گریه کنی که چشمات کم بیارن ولی دلت هنوز ابریه؟؟؟
شده تا حالابا شنیدن جمله منو ببخش بخوای جفت پا بری تو حلق یکی!!!
شده اونقد آهنگای رضاصادقیو گوش بدی که بری همه رو یه جا بریزی تو سطل آشغال ذهنت؟؟
خدایی شده بفهمی پناه لحظهات پناه لحظه ای داشته؟؟؟چه حسی بت دس میده؟؟..حقارت؟تحقیر؟خاک تو سرم اینقدخرم؟
شده یکی بت بگه خیلی بی جنبه ای بعد میفهمی خودش ...نقش اول بی جنبها س..؟؟
شده تا حالااینقد فریاد تو سینه ت داشته باشی که حتی نتونی یه آهم بکشی؟؟؟
+یکی گف دلت را خانه ما کن مصّفاکردنش با ما...
نمی دونستم تازگیا معنی این شعر این شده دلو بزارن زیرپا اینقد لگد بزنن توش تا له بشه بعد پا بزارن روش برن یا نه اصلا میرن میشینن رو این فرشه..که اون روزا دل بوده..ماله یه خری بوده..بعد یه سوت میزنن..یا شایدم تک یا اس ام اسی چیزی..بگن :مریمی..اقدسی.. یا یه کوفت دیگه آب دستته بزار زمین بیا یه فرش گرمو نرم پیدا کردم واسه عشقبازی..بدو دیر نشه..
تازگیا به شعرام نمیشه اعتماد کرد انگاری...
اگه همه اینا شده..بزن قدش رفیـــــــــــــــــق..
قدیمیه ولی جالبه..

مردی به من نشـان بده تا روز پدر را به او شادباش بگویم
نامه ای از ســـر دلـتـنـگـی
معشوق کیست ؟

بروادامه شوبخون تا بفهمی خیلی مونده تا عشق حقیقیو درک کنیم...
سلام به همه آریایی های ناب... خیلی بده که ما داریم فراموش میکنیم کی بودیم..کاش سخنان بزرگمردان کشورمون که واقعا نمونه بودن رو سرلوحه کارامون قراربدیم تا بفهمیم چی بودیمو چی شدیم....

پاسارگاد -آرامگاه ابدی کورش کبیر
گزیده ای از نابترین سخنان این بزرگ مرد...
گرگ گرسنه!!


یکی بود یکی نبود ..

زیر گنبد کبود ...
روزی روزگاری گرگی بود لاغر و استخونی و به قول خودمون مردنی، آخه بیچاره تو جنگلی زندگی می کرد که پر از سگ های شکاری بود . سگهایی که خیلی خوب از اموال صاحباشون حفاظت میکردند، حتی خیلی خوب از اموالی که مال صاحباشون هم نبود حفاظت میکردند. اینجوری بود که هیچ غذایی گیر گرگ بیچاره و بدبخت نمی اومد، نه پرنده ای، نه چرنده ای، نه خزنده ای، نه رونده ای، نه ...
درجواب این نوشته به من میل نزنیــــــــــــــــــد!!

مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا
داد. رئیس هیئت مدیره مصاحبه اش کرد و تمیز کردن
زمین رو -به عنوان نمونه کار- دید و ...
حقیقتی کوچک..!!

حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را 100% بسازند!!!
برو به ادامه مطالب تا ببینی چه جالبــــــــــــــــــــــــــــــــه!!
داداش عزیز!!!!!!!!

شیر یه روز تصمیم گرفت با دوست دخترش(ببخشید
نامزدش) ازدواج كنه در وسط جشن و در گردهمایی با شكوه
شیر ها به مناسبت این واقعه مهم...
